تبليغاتX
وام اشتغال/وام مسکن/صندوق مهر امام رضا/

وام اشتغال/وام مسکن/صندوق مهر امام رضا/

وام مهر امام رضا-سایت مهر امام رضا-صندوق مهر امام رضا-وام اشتغال-وام مسکن-امام ر

وام بدبختی

امروز بیست و سوم آذر ماه 1390 هستش و من رو صندلی های انتظار صندوق مهر امام رضا(ع)ارومیه نشستم و منتظرم صدام کنن سوال همیشه بی جوابمو بشنوم.چرا بی جواب ؟؟؟؟؟؟

شهریور 1389تازه از خدمت سربازی تمام شده بودم دنبال کار بودم رفتم یکی از شرکتهای کاریابی ثبت نام کردم بعد از چند روز بهم زنگ زدن خودتو برسون کار واست پیدا کردیم منم خوشحال خودمو خیلی سریع رسوندم نامه دادن رفتم گفتن باید برای ضمانت که اینجا کار کنی چک کارمندی بیاری گفتم چک معمولی میشه ؟ گفت نه گفتم سفته ؟گفت نه نفر بعدی آقا الاف نکن تو فکر چک بودم آخه از کجا می آوردم بابام یه مغازه داشت چک معمولی داشت کل فامیلو گشتم نشد به بابام زنگ زدم گفت نگران نباش پسرم یه دوستم کارمنده بهش میگم که باهاش در میان گذاشت گفت چکم تموم شده و بیچاره آورد نشون داد چکشو که ما فکر بد نکنیم بیخیال این کار شدم.بازم دنبال کار بودم که 6 آذر ماه نشسته بودم مغازه بابام دوستم گفت صندوق مهر امام رضا وام اشتغال میده بگیر یه مغازه باز کن تو که از دستت میاد کار فنی گفتم آره رفتم گفتن باید این مدارکو بیاری پایان خدمت ، مدرک فنی حرفه ای ، کارت ملی ، ... و شرایط که بیکار باشی بیمه نباشی جایی همه شرایط ها برام جور بود 2 ماه دنبال کاراش بودم بعضی روزا اصلا بهم نوبت نمیرسید تا اونجا رسید که گفتن ضامن بیار آوردم رفتیم دفترخانه دیگه پولم رو به اتمام بود از دوستم قرض کردم پول دفترخانه و کاراشو دادم کلا پانصد و شصت هزار واسه پرونده این وام خرج کردم 26آذر 1389 کارام تمام شد، گفتن کارات تمام شد وامم ده میلیون تومان بود خوشحال شدم که کارمند گفت دو میلیون باید تا موقع دادن وامت اینجا باشه که نفهمیدم خوشحالیم فقط برا چند لحظه هست پرسیدم کی میدن واممو گفت نهایت یک ماه یا 45 روز دیگه رفتم خونه تو فکر بودم بابام گفت پسرم باز ناراحتی گفتم دو میلیون پول میخوان گفت فکرشو نکن بابات اگه پول نداره پیش مردم عابرو نگه داشته بوسش کردم شبانه از دوستش تهیه کرد واسه 2 ماه دوستشم گفت واسه عید لازممه ها گفتم باشه 45 روزه میدن ولی چون کار اداری هست من 2 ماه حساب کردم 28 اسفند میدم گفت موفق باشی 29 بهمن رفتم گفتن هنوز خبری نشده گفتم باشه برگشتم 14 اسفند رفتم گفتن نه هنوز خبری نشده زنگ میزنیم عجله نکن گفتم من این 2 میلیونو قرض کردم گفت میدن نگران نباش همین روزا میدن گفتم مطمئن هستین گفت حتماً میدن آره 25 اسفند شد زنگ نزدن رفتم گفتن بودجه تموم شده موند 15 فروردین نمیدونستم چیکار کنم بد قول شدم پیش دوست بابام اومدم به دوست بابام گفتم گفت جمع کرده بودم ماشینو عوض کنم بریم مسافرت دیدم دخترش گفت بابا نمیریم باباش هم گفت نه دخترم انشا الله سال بعد حالم بد جورخراب شد شب خوابم نبرد 22 سالم بود تو 22 سالگی بد قول بشی خیلی بده از طرفی دختر ناراحتش یادم می افتاد از خودم بدم میومد صبح اول وقت رفتم گفتم من وامو نمیخوام پولو بدین پول مردمو بدم گفت پروندت تهرانه از دست ماهم خارجه گفتم باید چیکار کنم؟ گفت بعد عید بیا ناراحت اومدم خونه میخواستم بزنم زیر گریه بابام ناراحت بود.دوست بابام اومد مغازه گفت پولو میخوام بابامم ناراحت شد چیزی نگفت دوست بابام گفت به من ربطی نداره برو نزول بگیر بابام گفت 28 بهت برمیگردونم فرداش بابام برد وسایل و ابزار مغازشو فروخت طرف به 6 عید چک داد بابام داد به دوستش چکو اونم رفت ماشینشو گرفت گفتم بابا پس از کجا درآمدمون میاد؟گفت بیا بریم مهر امام رضا و رفتیم بابام به کارمند گفت هر موقع پولو میدین بهمون او تاریخو بگین از اون طرف آقای ح اومد گفت آقا چرا هرروز میایین وام همه رو 15 فروردین میدیم با بابام رفتیم مغازه دوست بابام وسایل واسه مغازش خریدیم با چک برا تاریخ 30/1/1390با کلی اسرار ولی خیلی کم بود وسایل آخه اون یکی وسایلهارو به نصف خریدن بردیم مغازه 15 فروردین رفتم مهر امام رضا گفتن از 30 فروردین میریزن حسابتون گفتم آخه چرا جماعتو سرگردون کردین گفت آقا سروصدا راه ننداز جرمه شلاق داره اومدم مغازه بابام گفت چاره نداریم صبر میکنیم 30 فروردین رفتیم گفت هنوز نریختن چند نفر اون طرف سرو صدا کردن ریئسشون اومد آروممون کرد گفت من قول میدم 30 اردیبهشت میریزن رفتیم به صاحب مغازه گفتیم آقا چکو نبر بانک گفت باشه ولی واسه هر میلیونش باید هر ماه 100هزار تومان درصد بدین یعنی هر ماه 200 هزار تومان منم دنبال کار نمیرفتم چون میومدن واسه تحقیقات و اگه بیمه میکردن لیستم میرفت اداره بیمه وامو نمیدادن بیکار و خجالت زده زندگیمو میچرخوندم تا 30 اردیبهشت شد رفتیم گفتن آقا از 15 این ماه اونایی که تو بانک صادرات حساب باز کردن میریزن حسابشون منم حسابم بانک صادرات بود با اینکه میدونستم وعده سره خرمنه ولی بازم خودمو امیدوار کردم 15 شد نریختن دیگه خودم خجالت کشیدم برم مهر امام رضا تا اینکه 7 تیرماه راهم از اونجا بود رفتم پرسیدم گفتن از اول مرداد میریزن گفتم آره شما راست میگین کارمند شاکی شد گفت یعنی ما دروغگو هستیم خندیدم چند نفرم اونجا بودن کارمند اومد باهام دعوا کنه که نزاشتن هر  ماه 200 هزار تومان اضافه میشد در واقع اسمشو نزول میشه گذاشت .تو خونه سرمو نمیتونستم بلند کنم زندگی آرمو فقیرانمون اوضاعش بدتر شده بود تا اینکه 15 مرداد زنگ زدن گفتن پولو ریختیم اصلا هم خوشحال نشدم چون عابروم رفته بود.رفتم بانک گفتن آره ریختن ولی جلو حسابت بسته هست 10 روز دیگه باز میکنن 10 روز دیگه رفتم پولو دادن ولی نصفشو ریخته بودن تا وسایل مغازه رو بخرم فاکتور بدم بازرس بیاد نگاه کنه بقیشو بدن.5 میلیونو دادم بابام گفتم اول پول چکو بدیم .از 5 میلیون 2میلیونو 800 هزار دادیم به چک 1میلیون رهن دادم 200 هزارم میزو اینا بقیشم وسایل مغازه خریدم ولی خیلی کم بود رفتم گفتم آقا بازرسو بفرستین اومد گفت کمه جریانو توضیح دادم گفت باشه 15 روزه بقیشو میریزن گفتم باشه 15 روز بعد رفتم گفتن بازرس اخراج شده یکی دیگه میاد 1 ماه طول کشید تا بازرس بیاد اومد تایید نکرد گفت جای دیگه خرج کردین باید وامو پس بدین داشتم دیوانه میشدم بابام رفت با چک وسایل خرید2 میلیونو 800 وسایل خریدیم با چک 15 روزه واسه مغازم گفت بیایین بازرسی 17 مهر اومدن تایید شد رفتم پیش رییس مهر امام رضا گفتند 3آبان تو حسابته امروز23 آبانه ولی من هنوزم میرم میام اونی هم که بهش چک دادیم وسایل خریدیم اومدو وسایلاشو برد گفت مشتری نقد هست و من هنوزم بیکارم ...

هدف من از نوشتن این مشکلم اینه که از رییس مهر امام رضا بپرسین اگه با پسر خودشون این رفتار میشد چیکار میکرد ؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 13:59  توسط بدبخت  |